بازگشت به ایران

 

سلام دوستای نازم

امتحاناتم تمام شده و با معدل ۲۰ قبول شدم منتظرم کارای بابام هم تمام شه تا هفته ی دیگه برگردیم ایران دلم برای مادر جونم خیلی تنگ شده وقتی مامان بابام رفته بودند مکه اون اومد کراچی پیش من واستاد وقتی رفت من خیلی گریه کردم مامانم هم همین طور .

دوست دارم زود برم پیشش این جا هوا خیلی گرمه حتی کولر هم جواب نمی ده ما فقط غروب و شب می تونیم بریم بیرون آخه تا ۱۲ شب همه ی بازارها بازند روز که از بس گرمه آدم نمی تونه بره بیرون . ما معمولا غروبا و شبها می ریم ساحل من دریا رو خیلی دوست دارم اگه از این جا برم دلم برای دریا خیلی تنگ می شه دریا واقعا قشنگه . کلا این جا هم خیلی سرسبزه هم خیلی قشنگه مخصوصا پارک هاش خوب ما برای هفته ی دیگه بلیط داریم دعا کنید که این روز ها زود رد بشه چون دیگه دلم برای مادر جون و دایی هام یک ذره شده .

چند تا از عکسام رو می زارم تا شما هم ببینین

این عکس دوستام فاطمه و زهرا و غروب عاشورا است در خانه فرهنگ ایران

این منم و آقای دلقک تو مک دونالد . نترسین مجسمه یه

اینم مامان و بابامن وقتی از مکه اومدن و مادرجونم و من

من و مادرجونم

فکر کنم دیگه من و شناختین

این سحرو سارا و دوقولویند من که هنوز نفهمیدم کدوم سحره کدوم سارا

اینم من و مادرجونم شما که نمی دونید من چه قدر مادرجونم رو دوست دارم

 

 

فائزه . خاطره . زهرا .

من و بابا جونم

 

هم کلاسی ها با خانوم معلم عزیزم

عاشق دریام

 

سفره ی هفت سین امسال تو مدرسه

فاطمه و من تو موزه

موزه ی کاشی

من و فاطمه نترسین مجسمه ی شیر ها واقعی نیست

بهتره عروسکم رو هم بزارم ناراحت نشه

 

این آرمینه پسر آقای فروتن از دوستامون خیلی دوستش دارم

 مامان و بابام

پارک هلال

دفعه ی بعد چند تا از عکس های هند رو می زارم واقعا قشنگن .

 

تا بعد خدانگهدار