سلام عزیزای نازم
قبلا تو وبلاگ دیگه ای مطلب نوشتم تو پرشین بلاگ خوب اونم که خوشبختانه هک شد . تو اون وبلاگ از خاطرات هند و پاکستانم نوشته بودم اما چه کنم که همش حیف شد عیب نداره دوباره اومدم این جا
اول خودم رو معرقی می کنم من غزل روشان هستم و کلاس دوم ابتدایی هستم در حال حاضر تو کشور پاکستان زندگی می کنم .
وقتی مامان و بابام وبلاگ داشتند یا دوستام منم خیلی دلم می خواست وبلاگ داشته باشم که الان دارم . راستی من شعر هم می گم قراره شعرام رو هم تو وبلاگ بزارم .
فعلا ازتون خداحافظی می کنم و یکی از شعرهای خودم رو که برای دوستم رامین گفتم براتون می نویسم .
سلام سلام رامین جون
می ندازیمت تو فنجون
فنجون که ترس نداره
بابات خبر نداره
فقط مثل بخاری
گرمی و داغی داره
خیلی سیاه می شی تو
مثل زغال می شی تو
رامین چه قدر سیاهی
یک کمی هم بلایی
این شعر خودمه که پارسال براش گفتم بازم براتون می نویسم .
خداحافظ همتون
نوشته شده در ساعت 