سلام دوستای گلم


سال نوی همتون مبارک
دلم برای همتون تنگ شده تعطیلات خوش گذشت .
امسال قرار شد همه ی دوستای ما یا برن مکه یا هند ما که پارسال
هند رفته بودیم مامان بابا هم که سه ماه قبل مکه بودند بنابراین ما
مجبور شدیم امسال این جا تنها باشیم نمی دونین اونم تو غربت چه
قدر سخته . آخه ایران هزار نفر هستن که بری خونشون این جا دیگه
همه داشتن می رفتن مسافرت . روز اول عید که با مامان و بابا خیلی
خوش گذشت نصف روز هم که به زنگ زدن با ایران رد شد . اما از روز
بعد دوستامون از کویت اومدن یک دختر هم به نام بیتا داشتن درست
هم سن و هم کلاس خودم دیگه خیلی با هم دوست شدیم و حسابی
بازی می کردیم با هم می رفتیم گردش مثلا رفتیم دریاچه آب شیرین
تته نزدیکی های حیدر آباد ُ هاکس بی و ... لنچ سوار شدیم رفتیم یک
جزیره وسط دریا . خلاصه این قدر خوش گذشت که نفهمیدم چه طوری
رد شد حالا هم کلاسا شروع شده و دوباره می ریم مدرسه البته خانوم
معلم ما امسال عید رفته بود مکه دلم برای خودش و کلاس خیلی تنگ
شده بود آخه اون خیلی مهربونه روز اول مدرسه ها اومد .
انشاا... همه ی معلم ها مهربون باشن و همیشه زنده .
خدا کنه همه امسال سال خوبی داشته باشن منم همین طور
دفعه ی بعد یک شعر دیگه ی خودم رو می زارم .
هرکی وبلاگ من رو دید نظر بده آخه این جا فقط دو تا از دوستام که هر
دوتا شون فاطمه هستند وبلاگ دارن و خیلی هم وبلاگشون قشنگه .
فعلا خدانگهدار .






